صائن الدين على بن تركه

246

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 546 ] و سمع ، و كلّي بالنّدا أسمع « 1 » النّدى * و كلّي في ردّ النّدى « 2 » يد قوّة « 3 » [ 547 ] معاني صفات ، ماورا اللّبس أثبتت * و أسماء ذات ، ما روى الحسّ بثّت چون اداى حقّ توحيد بر سنن تمام آيت هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ اقتضاى آن مىكند كه تحقيق جمعيّت در نهايت تفرقه ، و تفرقه در عين جمعيّت مؤدّى گردد - چنانچه در هر موطنى بدان اشارت رفت - در اينجا نيز آن طريق مسلوك خواهد داشت . و اسماء اوّل مذكوره - كه گفت بجميع آثارها و أحكامها مظاهر من بوده‌اند و هستند - به اعتبارى عبارت وجود و نور و علم و شهود از آن تعبير كند و به اعتبارى ديگر - كه مناسب اين موطن است - به حيات و علم و قدرت و ارادت مؤدّى شود . بر او لازم گشت كه مبادى آن اسماء على التّفصيل - كه مجالى ظهور ايشانند در خويشتن - بيان كند تحقيقا للمظهريّة ؛ و از اين است كه مىگويد : حقيقت من در آن موطن جمعيّت معدن ، يك سخن بود ؛ و حال آنكه همگى من زبانى بود بدان گويا . و اين از روى آنكه حروف و كلمات ، خزانهء علوم و معارفند ، اشارت به مبدأ « علم » مىتواند بود . و همچنين ذات من در آنجا ديدنى « 4 » بود و نگاهى ؛ در حالتى كه همگى من ديده بود از براى اعتبار و ادراك آن . و اين از روى انطباع صور مثالى در رطوبت جليدى ، بر مؤدّاى وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ به مبدأ « حيات » اشارت است . [ 546 ] و همچنين ذات من در آنجا يك گوش بود ؛ در حالتى كه همگى من به ندايى كه مسموع او بود ، انجمن آفرينش را مىشنوانيد يا مىشنود . چون كلام - كه مسموع عبارت از اوست - كنايتى « 5 » است جامع ساير موجودات ، بدان هرآينه همه را توان شنود و شنوانيد .

--> ( 1 ) . در اصل : أسمع ؛ ال : أسمع . ( 2 ) . ال : الرّدى . ( 3 ) . ال : قوّتي . ( 4 ) . ال : ديده‌اى . ( 5 ) . در اصل : كنايت .